محمد تقي جعفري

13

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

30 ، 32 - ساع سريع نجا و طالب بطىء رجا و مقصّر في النّار هوى [ سه گروه مردم : ] ( تكاپوگر پويا كه نجات پيدا مىكند و جويندهء كندرو كه براى او اميدى هست و مقصريست كه سقوطش در آتش است ) . اگر جهان اينست كه ما مىبينيم و اگر انسان همين است كه با موجوديتش آشنائى داريم ، هيچ راهى براى به ثمر رسانيدن شخصيت آدمى جز كوشش و تكاپو وجود ندارد . اندرين ره مىتراش و مىخراش تا دم آخر دمى فارغ مباش دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مىبايد دويد ( مثنوى ) دو ارزش فلسفى كار و كوشش در زندگى و بحثى در معناى شانس و بخت و اتفاق ارزش يكم - مسلم است كه تنها وسيلهء به دست آوردن محصول و نتيجه ، كار و كوشش است كه بايد انجام داد . اين قانون پايدار در هيچ نقطه اى از تاريخ حيات و در هيچ يك از شئون انسانى ، استثنائى ندارد . آن ساده لوحان كه دست يافتن بعضى از مردم را به برخى از موضوعات بدون كار و كوشش ، استثناء و يا نقض قانون مزبور تلقى مىكنند و شانس و بخت و اتفاق را مانند واقعيت مىپذيرند ، از دو نكتهء مهم غفلت مىورزند : يكى اين كه - امتيازات و منافعى را كه گاهگاهى بعضى از انسانها بدون تلاش به دست مىآورند ، چنين نيست كه معلولهائى باشند كه بدون علت در اختيار آنان قرار گرفته باشند . توضيح اين كه هيچ واقعيتى در اين جهان بدون علت به وجود نمىآيد ، نهايت اينست كه به جهت موضعگيرىهاى مخصوصى كه داريم ، گاهى عوامل آن رويدادها را درك مىكنيم و گاهى آن عوامل از حيطهء موضعگيرى ما بيرون است و آنها را درك نمىكنيم ، ولى مسلم است كه به وجود آمدن هر رويدادى